تبليغاتX
ارتباطات اجتماعی - از دريچه احساس
social communication

 

از دريچه احساس

جمعه ها غمگنانه بر تارك ثانيه ها قد نمايي مي كنند اما خبر رسان قافله را جا گذاشته اند. خدايا چه حكمتي است كه اين سان عصر جمعه ها را سوگ مندانه احساس مي كنم؟

مهديا! نواي دلنوازت را از كدامين سو و تا كي به شبانه ها در انتظار بنشينم؟

بيا گل طاها مهدی زهرا، زمان، ديگر ياراي استقامت بي تو را از دست داده است. باريدن اخلاص سالهاست كه در آسمان زمين پاياني يافته است.

صادراتمان را جعبه هاي دروغ و افترا و تهمت فراگرفته است و بحرانهاي اخلاقي آن سان فزوني يافته اند كه واردات مان را هم ارزشهاي تقلبي اشغال كرده است.

بمب هاي خوشه اي به اسباب بازيهاي كودكان مان در حياط خلوت خانه ها مان در آمده اند.

اخلاق به دامنه تپه هاي خشكيده سقوط كرده است و ظلم بر نوك قله هاي ساختگي مان زبانه مي كشد.

كبوترها ديگر جرات خودنمايي در آسمان آبي را ندارند و قناري ها آواز بلبلان را به يغما برده اند.

شمع هاي ديروز كه مزين كنننده تاريكي هاي ترسناك ما بودند چه زود به افول گرويدند و قامت هاي خميده و اشك باران شان را ديگر نمي توان اميد برافراشتن شان داشت.

بيا گل طاها مهدی زهرا، در كدامين سرزمين در جوش و خروشيد؟ مكه اي يا كربلا؟ مدينه اي يا مشهد الرضا؟كاظميني يا سامرا؟شايد نجف يا جمكران؟ شايد هم كنار عمه سادات. هر کجایی اشفع لنا مهدی زهرا

نوروز در آمدن شتاب مي كند و من و مانندهايم به آمدنش دل خوش كرده ايم، اما؛

اندر دل من مها دل افروز تويي

ياران همه هستند ليك دلسوز تويي

شادند جهانيان به نوروز و به عيد

عيد من و نوروز من امروز تويي

+ نوشته شده در  جمعه 6 دی1387ساعت 16:23  توسط سید علی محمد آذربخش  |