تبليغاتX
ارتباطات اجتماعی
social communication
دوست خوب و همکار سابقم محمد پاریاب که هم اکنون دبير شوراي اطلاع رساني دولت است نوید خبری خوش برای ارتباطاتی ها داده است.

پاریاب گفته در روز ملي روابط عمومي و ارتباطات خبر خوشي براي فعالان اين عرصه اعلام مي‌شود

ادامه خبر اینجا

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 اردیبهشت1386ساعت 10:6  توسط سید علی محمد آذربخش  | 

انفجار اطلاعات


 

دهکده جهانی واقعیت پیدا کرده است، چه بخواهیم و چه نخواهیم، و ماهواره ها مرزهای جغرافیایی را انکار کرده اند. این همان دهکده ای است که گرگوار سامسا در آن چشم باز کرده است. این همان دهکده ای است که مردمانش صورت مسخ شده « کرگدن » های اوژن یونسکو را پذیرفته اند. همان دهکده ای که مردمانش « در انتظار گودو » هستند. این همان دهکده ای است که در آن مردمان را به یک صورتِ واحد قالب می زنند و هیچ کس نمی تواند از قبول مقتضیات تمدن تکنولوژیک سر باز زند. این همان دهکده ای است که بر سر ساکنانش آنتن هایی روییده است که یکصد و پنجاه کانال ماهواره ها را مستقیماً دریافت می کنند. این همان دهکده ای است که در آن روبوت ها عاشق یکدیگر می شوند. این همان دهکده ای است که در آن « ترمیناتور دو » به سی سال قبل باز می گردد و خودش را از بین می برد. این همان دهکده ای است که در آن «بَت من » و « ژوکر » با هم مبارزه می کنند. این همان دهکده ای است که در تلویزیون هایش دختران شش ساله را آموزش جنسی می دهند، همان دهکده ای که در آن گوسفندهایی با سر انسان و انسان هایی با سر خوک به دنیا می آیند. این همان دهکده ای است که در آن تابلوی « مسیح از ورای ادرار » ماه ها توجهات همه رسانه های گروهی را به خود جلب می کند. این همان دهکده ای است که در آن دویست و چهل و شش نوع تجاوز جنسی رواج دارد

 

انفجار اطلاعات! نمی دانم چرا من از این تعبیر آنچنان که باید نمی ترسم و حتی چه بسا مثل کسی که دیگر صبرش تمام شده است از فکر اینکه جهان به سرنوشت محتوم این عصر نزدیک تر می شود خوشحال می شوم. نیچه خطاب به فیلسوفان می گوید: « خانه هایتان را در دامنه های کوه آتشفشان بنا کنید » و من همه کسانی را که در جست و جوی حقیقتند مخاطب این سخن می یابم. «گریختن » مطلوب طبع کسانی است که فقط به عافیت می اندیشند و اگر نه، مرگ یک بار، زاری هم یک بار.

دهکده جهانی واقعیت پیدا خواهد کرد، چه بخواهیم و چه نخواهیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 15 اردیبهشت1386ساعت 3:50  توسط سید علی محمد آذربخش  | 

 

گذشته ای که ما داشته ایم!!!

در افسانه های ايران تعابيری همچون جام جم و جام جهان نمای جمشيد را داريم که گفته می شود جمشيد ايرانی وسيله ای داشت که تمام جهان در آن نمايان می شد. آيينه اسکندر نيز از اين جمله است که بر فراز مناره شهر اسکندريه نصب شده بود. گويند اين آيينه کشتی ها را از صد مايل راه نشان می داد.البته اين آيينه از عجايب هفت گانه عالم خلقت شمرده شده است. ممکن است که به خاطر دور از ذهن بودن اين وسايل و عدم حضور در ميان جامعه جهانی آنان را افسانه تلقی می کنیم. اين در حاليست که وجود اين ابزارها به زمان اوج شکوفايی تمدن اسلامی نسبت داده می شود.

 حالا ماهواره، اينترنت،تلويزيون و ساير ابزارهای ارتباطی مگر چه کاربردهای شگفت انگیزی دارند؟ همان جام جهان نما و جام جم تمدن اسلامی هستند. یعنی یک چرخش ۳۶۰ درجه به عقب اما اکنون از کجا و چگونه این ابزارها را دریافت می کنیم؟ 

افسوس که تمدن اسلامی را فرزندان ناخلف تاريخ به انحطاط کشاندند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 اردیبهشت1386ساعت 12:43  توسط سید علی محمد آذربخش  | 

چوونیسم، فرامدرنیسم و رسانه

 نمی دانم در مکتب لیبرالیسم آیا فعل "چو" مبنای تئوریک دارد یا حاصل یک گفتمان است. اگر اساس این عمل حاصل یک نظریه است چقدر در برآیند موضوع می توان آن را به یک گفتمان نسبت داد؟ آیا نظریه مک کارتیسم،فوکویاما و هانتینگتون می توانند شالوده خوبی برای تحقق "چوونیسم" باشند؟ و آیا "چو" حاصل این نظریات است یا این نظریه هایند که"چو" را به انجام فعل وادار می کنند؟ آیا عامل اطلاعاتی شدن جوامع به قول الوین تافلر با گذر از دو موج کشاورزی و صنعتی سازنده "چو" است و فرد گرایی به عنوان مهمترین ممیزه موج سوم عامل تحریکی "چو" است؟ خیلی دوست داشتم مک لوهان را ببینم تا حداقل جوابم را از ایشان می گرفتم. آیا ظهور عصر الکترونیک و پدیدارشدن کهکشان مارکنی می تواند در "مکتب چونیسم" جایی داشته باشد؟ آیا دهکده جهانی مک لوهان این است که این گونه در عصر پست مدرن ابزار عصر نوسنگی و عصر فلز در 7000 سال قبل از میلاد هنوز کارایی خود را برای شکل دادن عصر دیگری در جهان به منصه ظهور می رساند؟ و ای کاش می شد حداقل با هابرماس هم گفتگوی کوتاهی می داشتم.( به مارکوزه که نرسیدیم. )نمی دانم چه بگویم که در تئوری حوزه عمومی هابرماس چه شد که "چو" حوزه عمومی دوره فرا مدرنیسم را چگونه گلوله باران می کند. وقتی از هایدگر می گویم نظریه تکنولوژیکی او را نمی دانم چگونه با فلسفه اصالت وجود در پهنای هستی پیوند دهم.

دوست عزیزم ، می دانم چون من دلی پر خون از کارکردهای هنجارشکن عصرمدرن داری در عین حال می دانم که چون من می اندیشی که ظهور "چو" خود ضرورت این دوران است تا نمایان شود که انسان امروزی انسانی درخدمت ابزار است یا ابزاری است در خدمت ابزار.
دوست عزیزم، چه بگویم که وقتی به جهانی سازی می اندیشم با همه ابعادش حضور "چوون ها" را بهتردرک می کنم و مدرنیزاسیون را با لکه ای از سکولاریزاسیون بر قله این عصر جدید می بینم.
دوست عزیز، اومانیسم را حال چگونه برایت تشریح کنم. مسلما سلسله "چووها" اینک اومانیسم را اصالت انسان، محور همه چیز و تلاش برای تخریب همه چیزها تعریف خواهند کرد. یعنی بازگشت به قرون وسطی و بازتعریفی از مکتب جدید اومانیزم. انسانی محور خود و خودی فراموش شده در عرصه انسانیت.
اینجا دردهکده مدرن جهانی"چوهراسی" بیداد می کند و به همین دلیل دوست داشتم بیشتر برایت درد دل کنم ولی افسوس که انسان مدرن هر چه به جلوتر می رود ترسو تر می شود. انسانهای اولیه با حیوانات حشر و نشر داشتند با گرگها و پلنگها هم دوره بودند و در عین حال با هم سازگار و با هم می زیستند اما افسوس بشر متمدن امروزی به جایی رسده است علاوه بر آنکه حیوانات را با خطر انقراض مواجه ساخته توان سازگاری با خویش را هم دارا نیست.
وااسفا افسوس و صدها افسوس
دانشگاه ویرجینیا
بشری از عصر متمدن ولی به عقب برگشته و مخرب گذشته .

+ نوشته شده در  دوشنبه 3 اردیبهشت1386ساعت 6:54  توسط سید علی محمد آذربخش  |