|
|
|
|
|
ضرورت جضور در جامعه مجازی
امروزه بیش از آنچه نتایج جنگها و منازعات بین المللی در صحنه های نبرد تعیین شود و بیش از آنچه میزان سلاحها و تعداد نفرات حاضر در جنگ تعیین کننده نتایج این منازعات باشد، رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی و اخبار و اطلاعات نقش ایفا کننده تری دارند. در واقع دسترسی به اطلاعات و ابزارهای فرهنگی در عصر کنونی بازوی قدرتمندی برای تمامی عرصه های اقتصادی، نظامی، فرهنگی و اجتماعی است. مصادیق زیادی در این زمینه وجود دارد که عملا رسانه ها هستند که تعیین کننده هستند. به همین خاطر است که رابرت الگانت اندیشمند اجتماعی، شکست آمریکا در ویتنام را بر خلاف همه تجهیزات و نیروی انسانی و در مجموع برتری فیزیکی که آمریکا در جنگ داشت، مطبوعات و تلویزیون می داند. الگانت می نویسد: "برای اولین بار در تاریخ نتیجه یک جنگ در میدانهای نبرد تعیین نشد بلکه بر روی صفحات روزنامه ها و تلویزیونها سرنوشت جنگ رقم خورد." یا در خصوص راه اندازی جنگ میان آمریکا کانادا و اسپانیا روزنامه ها بودند که نقش اساسی را ایفا نمودند. در زمان جنگ اول خلیج فارس نقش تلویزیونها به ویژه سی ان ان و بی بی سی و حتی در نبرد اخیر آمریکا و انگلیس به عراق نقش رسانه ها به ویژه خبرگزاریها، سایتهای خبری و وبلاگها انکارناپذیر است.اصطلاح جنگ شبکه ای در واقع ماخوذ از همین کارکردهای رسانه ای است. ابزارهای ایدئولوژی ساز به قول عبدالرحمن الرفاعی نویسنده عرب، ما در پروتکل های فلاسفه صهیونیسم این عبارات را می خوانیم که : لازم است که هیچ خبری در اختیار جوامع قرار نگیرد مگر اینکه با موافقت و تایید ما باشد و تحقق این امر جز با سلطه بر خبرگزاریها امکانپذیر نمی باشد"! صهیونیستها حتی مدعی هستند که رسانه های تبلیغاتی جهان وسیله ترویج اندیشه ها هستند و باید به تمامی در دست ما! باشند"!! یا مدعی هستند که ادبیات و روزنامه نگاری قویترین کانال آموزشی و تبلیغاتی هستند و این دو باید در چنگ ما باشند!! اینهایی که به قول قرآن مجید در صدد "یحرفون الکلم عن مواضعه" ،" آنها کلام را از جایگاه اصلی خود منحرف می سازند"،می باشند. و واقعاً هم همین گونه برای تحقق نیات شان عمل کرده اند. صهیونیستها مالکان و بنیانگذاران چهار خبرگزاری بزرگ دنیا یعنی رویتر، آسوشیتدپرس، یونایتدپرس و فرانس پرس(خبرگزاری دولتی فرانسه )بوده اند. آنها حتی بر روزنامه های معروف کشورهای غربی و به ویژه آمریکا مانند نیویورک پست، واشنگتن پست، دیلی نیوز و ...هستند. صهیونیستها از بزرگترین مالکان هالیوود و بیشترین کارگردانان این سینما را انها تشکیل می دهند. بنابراین بیش از آنچه نقش یا کارکرد دیگری را برای رسانه ها بخواهیم متصور شویم بهتر است از لقب ابزارهای ایدئولوژی ساز یاد کنیم که امروزه اساسا در دست صهیونیستها و به عنوان ابزاری در اختیار امپراطوریهای استکباری و استثماری واقع شده اند. جهان امروزی بیش از هر زمان دیگری به بحران معنویت دچار شده است شاید ظهور این ابزارهای فرهنگی یکی از مهمترین دلایل آن باشد. البته نگاه ما نسبت به کارکردهای این رسانه های جدید بدبینانه نیست بلکه این حقیقتی است که در عالم واقع مشهود است. ما معتقدیم که از این ابزارها نه فقط در جهت تخریب فرهنگ و کشتار انسانها می توان بهره گرفت بلکه می توان آنها را در جهت خدمت به بشریت مورد استفاده قرار داد. مقام معظم رهبری در تبیین این نوع بهره گیری می فرمایند:" آنها (دشمنان) غافلند از اينكه اين ابزارها ميتوانند مورد استفاده ما هم قرار بگيرند. يعني وقتي اينترنت بهوجود آمد، يك ابزار اختصاصي نبود. ما هم ميتوانيم از آن استفاده بكنيم. يعني يك راه دوطرفه است. اگر دشمن ميتواند از علوم ارتباطات و از پيشرفتها و تازههاي علمي اين رشته استفاده كند، ما هم ميتوانيم استفاده كنيم. ما هم بايد دنبالش برويم تا استفاده كنيم. چه مانعي دارد؟ از همان شيوههايي كه ضلالت را منتشر ميكنند، ميشود ما استفاده كنيم و هدايت را منتشر كنيم. استعداد ما در استفاده از ابزارها، استعداد بالايي است ... بايد از اينگونه ابزارها استفاده كرد تا هرچه ممكن است دايره اثرگذاري كار خود را وسيعتر كنيم." ضرورت حضور در جهان شبکه ای در مقطع کنونی که تهدید تخریب ایدئولوژی ها و فرهنگ از طریق رسانه های نوین به ویژه رسانه های متعاملی چون اینترنت و قابلیتهای آن یعنی سایتها و وب سایتها و وبلاگها که امکان حضور مخاطب را در مواجهه مستقیم با صاحبان یا گردانندگان آن رسانه ها فراهم می کند ضروری است که هر کدام از ما به عنوان یک مبلغ یا هادی فرهنگی در صحنه جامعه مجازی حضور داشته باشیم. یعنی حضور صرف ما در جهان واقعی یک حضور ناقص است و مکمل آن ایفای نقش در جهان شبکه ای است. جهانی که رسانه های نوین این امکان را از صاحبان این ابزارهای تک صدایی تا حد زیادی سلب کرده است که افراد معدودی باید تصمیم بگیرند و آنچه می گویند در صحنه بین المللی باید به منصه ظهور برسد. ما هم با ایجاد یک وبلاگ یا راه اندازی یک وب سایت می توانیم به عنوان یک شهروند جهانی به مقابله با تهدیدات و تخریب ارزشها و انعکاس حقایق و تبلیغ واقعیتها بپردازیم. بیایید با طرح شعار "هر ایرانی یک وبلاگ" به جمع شهروندان دیجیتال برویم و مبلغ خوبی برای فرهنگ و هنر و ادبیات و اسلاممان باشیم. ما می توانیم اگر بخواهیم. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 22 بهمن1385ساعت 1:47 توسط سید علی محمد آذربخش
|
|
||
|
|
|
|
|
مدیریت استراتژیک در رسانه وقتی سخن از مدیریت استراتژیک به میان می آید عنصر آینده نگری و تلاش برای بهبود، ترقی و حتی دگرگونی و تغییر در ساز و کار مدیریت برجسته می شود. البته مدیریت استراتژیک در ساده ترین تعریف خود به معنی سلسله اقدامات و تصمیم گیریهایی است که از سوی مدیر اعمال می شود تا بتواند سازمان خود را از طریق برخی پارامترهای آینده نگر و با تکیه بر عنصر پیش بینی برای آینده به صورت کاملا بارز و ملموس در میان سازمانهای همنوع مطرح کند به نحوی که یک روند کاملا صعودی در فرایند زمان در هرم سازمان مربوطه مشاهده شود. در واقع این مجموعه از استراتژیها یا راهبرد ها چنان از کارایی بالا و قابلیت عملیاتی شدن برخوردار است که سراسر عوامل برون سازمانی و درون سازمانی را در این فرایند جهت دار تحت تاثیر قرار می دهد و هر کدام از اینها را با سنجش و کنترل، ارزیابی و برنامه ریزی برای بهبود، مدیریت می نماید. در این پروسه زمینه های فعال و غیر فعال و نقاط مثبت و منفی محیط درونی و بیرونی در سازمان شناسایی می شوند و به فراخور تاثیر در ساختار سازمانی مورد بازنگری قرار می گیرند به طوری که رشد سازمانی را به تناسب محیط و آن عامل مربوطه باعث می شود. در سازمان رسانه ای نیز چنین قابلیتی برای بهبود- مانند هر سازمان تجاری و غیر آن- وجود دارد. ویژگی مهم برای هر سازمانی به ویژه سازمان رسانه ای در امر مدیریت استراتژیک بروز خلاقیتهاست. با توجه به شالوده اطلاعاتی و ارتباطاتی سازمانهای رسانه ای و نیز با توجه به پنهان ماندن زوایای تازه این علوم در بحث مدیریت استراتژیک رسانه ای به دلیل ویژگی تازگی و منطبق بر علوم روز بودن آن، زمینه های ابتکار و خلاقیت چه در بین عوامل رسانه ای و چه در ایجاد ساختار محیطی متناسب با شرایط تهدیدی و فرصتی شاید بیشتر از سایر موسسات و سازمانهای دیگر باشد. البته باید اذعان کرد که خصلت عدم روزمرگی و تثبیت گرایانه علوم شالوده ای در مدیریت استراتژیک رسانه ممکن است تصمیمات برای آینده را که ضروری است با مدیریت زمان نیز همراه باشد دچار خدشه کند و این امر تا حدودی تکیه بر عوامل وابسته به زمان را در ساختار سازمانی مشکل می کند. اما مدیر رسانه می تواند از طریق تکنیکهای آموزشی عوامل رسانه ای را در این فرایند به جلو هدایت کند. مولفه "تعامل" برای مدیر استراتژیک در سازمان رسانه ای از اهمیت شایانی برخوردار است چه آنکه تاثیر در فرایند ارتباطی در سازمان، خود مبتنی بر این عامل است و حوزه های علوم درگیر با آن یعنی همان اطلاعات و ارتباطات خود بر تعامل و کنش متقابل استوار است. در همین راستا نظارت بر امور جاری و استفاده از سیستم تشویق و تنبیه و به وجود آوردن فضای صمیمی برای بروز خلاقیت ها و ارتباط مستمر و نزدیک با عوامل همه و همه بر مجموعه راهبردهای مدیر رسانه ای تاثیر و دستیابی سریعتر به نقطه هدف را برای او تسهیل می نماید. در واقع راهبرد ها و استراتژیهای رسانه ای مدیر ، بنا به دلایل تحول آفرینی و ترقی خواهانه برای سازمان هم آینده را مهار می کند و خود را بر پشت عوامل آینده ساز جای می دهد. به عبارت دیگر با تصرف آینده خود را به بهترین وجه ممکن مطرح می نماید و احتمالا این اصطلاح معروف "گری هامل" که گفته "راهبرد یک انقلاب است" بی جهت نباشد. در یادداشت بعدی به معانی راهبردها و دسته بندی های استراتژی در یک سازمان رسانه ای خواهم پرداخت. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 1 بهمن1385ساعت 10:20 توسط سید علی محمد آذربخش
|
|
||